انشا معلم
جایی میخواهم برای فریاد زدن،جایی که انعکاسی باشد برای وقتی که می گویم دوستت دارم...دوستت دارم....تا صدایم به تو برسد...به تویی که مهربان بودن را به من آموختی،تویی که با صدای دلنشینت شربت دانش را به من نوشاندی
تو که همانند باغبانی با دست های مهربانت گل ها را می نوازی و بوی خوش عطر لباست هایت هنوز در فضای ذهنم به یادگار مانده
هنوز به یاد دارم روزهایی را که با رویاهایم همراه می شدی و تا افق های دور پرواز می کردیم و با ابرها درد دل می نمودیم،روزهایی را که با ما سرود مهربانی می خواندی و می آموختی مزه ی منظره ها ،بوی صداها و طعم دیدارها را
تو خورشید دیگری بودی در قلب کوچکم تا با انوار طلایی اش قلبم را نورانی کند
چه صبح هایی که به شوق دیدار تو از خواب برخاستم و آسمان نیز پر می شد از آواز گل وآفتاب... و پاک می شد از نفس پنجره ها و بوی خواب و همه و همه از شوق دیدار تو بود...
حال دست های کوچکم را به سوی تو دراز کرده ام تا با هم همراه شویم
روزت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارک
-----------------------------
خداوند نخستین معلم انسان است که آنچه را نمی دانست به او آموخت.پیامبران بزرگ الهی از سوی خدا رسالت تزکیه و تعلیم داشتند و معلم نیز این گونه ادامه دهنده راه آنان شد.معلمی که به شاگردانش بال پرواز داد و چراغ بینش؛پای رفتن دادو چشم بصیرت.
ونیک میدانیم که استاد مطهری یکی از این معلمان وارسته بود که نامش بر تارک روز معلم می درخشد.او که عمری را سوخت تا در برابر ما مشعلی برافروزد و چراغ راهمان باشد.در علم و عمل بی مانند بود و به آن چه باور داشت،آن چنان پای بند بود که جان بر سر آن نهاد.سخنش از عمق جان بود و گفتارش ریشه در اعتقادات ناب او داشت.
آن چه می نوشت،از سر درد و سوز بود و احساس تعهد،آن چه می گفت چشمه زلالی بود که از متن معارف دین و دستاوردهای قرآن و عترت می جوشید و براستی که او الگویی شد برای همه ی ما، الگوی خداباوری،مردم دوستی،دینداری،اخلاص در عمل و حب اهل بیت و ...
اینک ما مانده ایم و چشمه ی زلال یاد او و آثار جاودانه و ماندگارش.بیایید با درک افکارش،با مطالعه ی آثارش و با زنده نگه داشتن یادش،در گسترش فرهنگ ناب ایرانی و اسلامی سهیم باشیم.روحش شاد و یادش گرامی باد.
برچسبها: انشا, انشا معلم, انشا درباره معلم, انشا روز معلم, انشا درباره روز معلم